ابو القاسم راز شيرازى

458

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

اكتفا نكند به وعده و ضمانت و كفالت و قسم او ، و مبالات ننمايد به امر و وعد و وعيد او ، نظر كن چه حالت دارد ، و چه امتحانى است عظيم‌تر از اين ؟ ! و اين است - و اللّه - مصيبت عظيمهء شديده ، و ما از آن در غفلت عظيم هستيم . و از حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام وارد است كه : « لعنت كرد خداوند اقوامى را كه قسم خورد از براى ايشان و تصديق نكردند او را ، و گفتند ملائكه در نزد نزول اين آيه : فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ . . . كه هلاك شدند بنىآدم كه به غضب درآوردند پروردگار را تا آنكه قسم خورد از براى ايشان بر رزق‌هاى ايشان » . و از « اويس قرنى » « 45 » ( ره ) مروىّ است كه گفت : « اگر عبادت كنى خدا را عبادت اهل سماوات و ارض ، قبول نمىكند از تو تا آنكه تصديق كنى او را ! » . گفته شد كه چگونه تصديق كنم او را ؟ گفت : « ايمن باشى به آنچه كفيل شده است حقّ تعالى از امر رزق تو ، و ببينى جسد خود را فارغ از براى عبادت او » . آورده‌اند كه نبّاش و كفن دزدى تائب شد بر دست يكى از بزرگان دين ، و آن بزرگ ، سؤال كرد از حال او ، گفت : « نبش كردم من هزار قبر و نديدم صورتهاى اهل آن قبور را به سوى قبله مگر دو نفر مرد را » . آن بزرگ فرمود : « به سبب حمل رزق ، صورت‌هاى ايشان تحويل شده بود از قبله ! » . و بزرگى ، بعضى از اهل صلاح را در واقعهء خود ديد و پرسيد از او كه آيا به سلامت بردى ايمان خود را ؟ گفت : « سلامتى ايمان از براى اهل توكّل است » . حقّ تعالى موفّق دارد بندگان مؤمن خود را بر اين خصلت حسنه . و پس از علم به خواصّ و احكام و مواضع توكّل ، آگاه باش كه توكّل را

--> ( 45 ) - به منهج اوّل ، زيرنويس صفحات 156 و 157 و همچنين « تذكرة الاولياء » تأليف « شيخ عطّار » ( قده ) ( صفحات 19 تا 29 ) و ديگر مآخذ معتبره رجوع شود .